المجموعة: مقالات الزيارات: ۱۷۷۸
باحثة ایرانية
نوع الشهادة العلمية : ماجيستير بقسم اللغة العربيّة وآدابها
من جامعة : وار
عنوان المقال: شيخ هاشم الکعبي شاعر اهل البيت
تنبيه:
اعزائي الاعضاء الموقع و زاوارنا الکرام:
کما تعلمون ان موقع "ادبنا" يهتم بالادب العربي و ما يتعلق به من النثر و النظم و لکن نشرنا هذا المقال لانه کتب في اکبر شخصية ادبية خوزستانية و هو الشيخ الحاج هاشم الکعبي الدورقي من کبار الادب في خوزستان ذاع صيته في جميع بلاد العرب، ولد في الدورق و توفي بها عام ۱۲۳۱ هـ . ق. هاجر من الدورق الى العراق و لما اکمل مشواره في کسب العلم و الادب و نهل من معين علوم اهل البيت عليهم السلام رجع لموطنه و اصبح ممن يشار اليه بالبنان في المحافل الادبية، لزم عنان القافية و فتحکم بها و لقب بـ"ناعية الطف" ينعي الحسين و اهل بيته و کأنه راى ما جرى عليهم بأم عينه بقلب يتوقد من الحزن و الشجى و صار لا يستغني خطيب منبري من تلاوة شعره الحسيني الى يومنا هذا. و يعد من الذين ابدعوا في الادب الحسيني و له بصمة ظاهرة في الادب الفصيح. و لکن مع کل الأسف جهل مقامه و منزلته في محافظة خوزستان و لم يکتب عنه و قلّ الاهتمام به و لم يذکر في ندوة و لم تعقد له جلسة مع العلم بعلو شخصيته و بلوغه في الادب. لذلک رأينا ان لا يفوتنا بان نشکر السيدة الموقرة مهناز بحراني و التي قدمت اطروحتها للحصول على درجة الماجستير بجامعة وار في الشعر الولائي عند الحاج هاشم الکعبي الدورقي و ناقشتها و حصلت على اعلى درجة و کذلک کتبت المقال التالي في الشخصية نفسها فلها کثير الشکر على احياء ذکرى ذلک الرجل العظيم. و تقديرا على جهودها الجبارة في تعريف الکعبي قررنا نشر المقال و ان کان باللغة الفارسية. نرجوا لها الصحة و حسن العاقبة و علو الدرجات في جميع مدارج الحياة.
علي الطرفي
شیخ هاشم کعبی ، شاعر اهل بیت
مهناز بحرانی
چکیده
مدح و منقبت اهل بیت همواره مورد توجه شاعران و ادیبان قرار گرفته است؛ بسیاری از شاعران در پرداختن به این شیوه، از آیات قرآن و روایات بهره برده و به فرازهای مهم زندگی این بزرگواران اشاره کرده اند. در این میان، می توان از«شیخ هاشم کعبی دورقی»، شاعر برجستهی معاصر ادبیات عرب نام برد. وی بخش قابل ملاحظه ای از اشعارش را به مدح و منقبت اهل بیت (ع) اختصاص داده است.
در این پژوهش بر آنیم تا شرح حال و جایگاه ادبی شاعر را مورد بررسی قرار داده و در ادامه جلوه ای از فضایل، مناقب و جایگاه اهل بیت (علیهم السلام) را در اشعار این شاعر نامی نشان دهیم.
واژگان کلیدی: شیخ هاشم کعبی، شعر، اهل بیت
مقدمه
دلدادگان به مقام والای اهل بیت همواره، شیفتگی خود را نسبت به این بزرگواران در قالب نثر و نظم و به سبکهای ادبی و غیر ادبی و نیز به زبان های عربی و غیر ادبی، بیان داشتهاند. به بیانی دقیقتر، تبیین اوصاف اهل بیت با استناد به آیات و روایات، سنتی است که اکثر مدیحهسرایان بدان پرداختهاند. یکی از این پاکدلان نیکسرشت، شاعر فرهیخته، شیخ هاشم کعبی است. دیوان وی سرشار از اغراض گوناگون شعری است و مورد تحسین بزرگان علم و ادب قرار گرفته است. کعبی بخش قابل توجهی از دیوان خود را به سرودن شعر دربارهی اهل بیت اختصاص داده و در این میان باید گفت، وی در سرودن این اشعار، از آوردن روایات و احادیث و نیز یادآور شدن حوادث تاریخی پیرامون زندگی اهل بیت، دریغ نکرده ؛ تاجایی که در مدح اهل بیت از کربلا و حدیث منزلت، سورهی هل أتی و آیهی مودت یاد کرده و با آوردن لفظ خیر النسا به توصیف حضرت فاطمه (س) پرداخته است. از این رو میتوان گفت وی پا به پای شعرای شیعی به مدح اهل بیت توجه داشته است.
۱- زندگی نامه ی شاعر
شیخ هاشم کعبی ادیب و شاعر ولایی و عالمی بزرگ در اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم هجری بود. شعر را به زیبایی میسرود و در فنون شعری و ادبی مهارت خاصّی داشت. در دورق از توابع خوزستان متولّد و در آن جا پرورش یافت . سپس به کربلا مهاجرت کرد و در آن جا هم به علم آموزی و سرودن شعر پرداخت تا این که از نوادر زمان خود گردید. وی در همان جایی که به دنیا آمد (دورق)، وفات یافت.
اصل و نسب وی به قبیله ی کعب که در اهواز و نواحی آن سکونت داشتند بر می گردد. شیخ هاشم کعبی در زمره ی شاعران طراز اوّل عصر خویش شمرده می شود. وی در رثا و مدح اهل بیت گوی سبقت را از دیگران ربود و سرآمد زمانه اش شد. اشعارش بهترین اشعار، و تمام آن ها از ارزش والایی بر خوردار است. دیوان وی آکنده از مدح و رثای اهل بیت است که در مجلس عزای امام حسین (ع)، خطیبان منبر آنها را ایراد مینمایند (شبّر، ۱۴۰۹: ۲۱۸-۲۱۹).
۲- شیخ هاشم کعبی در آیینهی کلام عالمان و ادیبان
متأسّفانه در تاریخ اطّلاع چندانی از زندگی شیخ هاشم در درسترس نیست؛ ولی بازهم مشاهده میکنیم که بسیاری از بزرگان و ادبا بهطور مختصر به زندگی ایشان پرداخته و منزلت علمی و ادبی وی را ستودهاند که در ذیل به برخی از آنان اشاره میکنیم:
«آقا بزرگ تهرانی در مورد ایشان در کتاب «الذریعة» آوردهاند که : «حاج هاشم کعبی دورقی از علمای بزرگ و شعرای مشهور و از فضلای معروف عصر خود بود. از دورق به کربلا مهاجرت کرد و در جلسات درس علمای بزرگ آن دیار شرکت نمود و استفادهی زیادی برد، بهطوری که درزمره ی بارزترین علمای زمان خود قرار گرفت و در زمینه ی شعر و ادب نیز آنقدر پیشرفت کرد که، از جمله افراد سرشناس عصر خود گردید. وی از دانشآموختگان شیخ حسین عصفوری است او در شعر و فنون مهارتی یافت که باعث تحوّل ادبی، در ادبیات کربلا در آن زمان شد. دیوان حجیمی دارد که اکثر در مورد رثای اهلبیت ـ علیهم السلام ـ به خصوص سیدالشهداء امام حسین ـ علیه السلام ـ میباشد، با وجود گذشت مدّتی از وفات ایشان لیکن سخنرانان و منبریها هنوز هم اشعار و مراثی وی را در مجالس خود تکرار مینمایند» ( آقا بزرگ تهرانی، ۱۴۰۸ه.ق: ۹۱۲).
علّامه ی بزرگ شیخ علی کاشف الغطا در مورد وی آورده است: «شیخ هاشم کعبی در دورق خوزستان پا به عرصه وجود گذاشت و در همانجا رشد و نمو کرد و اقامت گزید. وی از سرآمدان عصرش به شمار میرود. از ویژگیهای بارز شعری او میتوان به انسجام بافت شعری و استحکام آن اشاره نمود. وی مقدّمهاش را مزیّن به کلمات فخیم و واژههای مستحکم ساخت و در این زمینه به لغزش کشیده نشد و از زبانشناسان، سید محسن امین، در معرفی او چنین میگوید: «شیخ هاشم کعبی شاعری بزرگ و ماهر است که از اسلوب نیکو در اشعارش بهره برده است. وی در طلیعه ی شاعرانی است که شعرشان را به مدح و رثای اهل بیت عصمت و طهارت (ع) اختصاص دادند و در این زمینه دست به ابتکاراتی چند زدند. آوازه اشعار کعبی تاکنون سراسر عراق، جبل عامل، بحرین را فراگرفته است. اشعار زیبایش در حافظهی مردمان جا باز کرده و در مجالس سوگواری بر زبانها جاری شده است. بیتردید وی در سایر اغراض شعری نیز طبعآزمایی نموده که البته به دست ما نرسیده است» ( الامین، ۱۹۹۸م: ۲۳۷).
۳- تالیفات شیخ کعبی
از تألیفات و آثار احتمالی کعبی چیزی بر جای نمانده است؛ اما بیتردید پس از بازگشت از کربلا ودر مدت زمان طولانی اقامتش در دورق تألیفاتی بر جای نهاده و دلیل این احتمال این است که در این مدت به سرودن اشعار و مدح و رثا و دنبال کردن اخبار اهل علم پرداخته ؛ اما تنها اثری که از وی به دست ما رسیده یک نسخه ی خطی از دیوان شعر اوست که بخش مراثی این دیوان به چاپ رسیده و آقای محمدحسن طالقانی مقدمهای بر آن نگاشتهاند و در این مقدمه ذکر کردهاند که این مراثی از دیوان ۴۵۱ صفحهای شیخ هاشم استخراج شده و نسخه خطی این دیوان در کتابخانه های علی خاقانی، عباس عَزاوی در بغداد و مؤسسه ی کاشف الغطاء در نجف اشرف وجود دارد ونیز بسیاری از اشعار شیخ هاشم در کتابهای قدیمی و جدید همچون کتاب ادب الطف جواد شبر،الکشکول یوسف بحرانی،الطلیعة من شعراء الشیعةمحمد سماوی،أعیان الشیعةمحسن أمین و ..... به چاپ رسیده است.
۴- شعر و شاعری شیخ هاشم کعبی
شیخ هاشم کعبی منزلتی برجسته و والا در حیطه ی ادبیات دارد و همان طور که قبلاً اشاره کردیم کربلا درروزگار وی پایگاه علوم و فنون و محل آمد و شدِ سرشناسان و ادیبان بود. شاعران و نویسندگان در محافل و مجالسی که به منظور مناظره های علمی و تبادل اطلاعات تشکیل می شد گرد یکدیگر جمع می شدند و با هم به بحث و گفت و گو می پرداختند.
شیخ هاشم از جمله این ادیبان بود که با سفر به کربلا و علم آموزی در چنین مجالسی از درجه ی علمی ممتاز و کمال و معرفت برخوردار و به علم لغت و انساب عرب و... احاطه پیدا کرد. وی بسیاری از اشعار پیشینیان را حفظ کرد. تمام موارد مذکور سبب رشد و بالندگی و جوشش ذوق شعری کعبی گردید و قابلیت هایی را در وی ایجاد کرد که سبب آمادگی وی برای قرار گرفتن بر قله ی بلندی و افتخار و همطراز بزرگان علم و ادب شد و به این ترتیب جزو نوآوران و نام آوران شعر حسینی در تاریخ گشت.
کعبی به تمام انواع شعر مرسوم و معمول روزگارش همچون مدح، فخر، رثا، حماسه و غزل و... پرداخت و در بیشتر آنها دستی توانا داشت. شعرش آراسته به متانت ترکیب، جزالت لفظ، روانی و یکپارچگی و سلیس بودن بود. وی در وصف روشی را به دنبال گرفت که او را در زمره ی نوآوران روزگارش قرار داد. وی به بدیهه گویی و سرودن قصیده های طولانی اما نیکو و به دور از ابتذال مشهور و از لحاظ انتخاب لفظ و رقّت معنی و استواری قافیه جایگاه ویژه ای داشت، شعر وی به دور از هر گونه ضعف و سستی بود به همین دلیل همه ی ادبا شیفته ی شعر وی شده و بر نیکویی سروده-هایش اتفاق نظر داشتند.
۵- وفات شیخ هاشم کعبی
شرح حالنویسان همگی بر این اتفاق نظر دارند که ایشان در سال ۱۲۳۱ هـ . ق وفات یافته( البلادی البحرانی: ۴۵۷)، به جز سیدمحسن امین که سال وفاتش را ۱۲۲۱ هـ . ق به ثبت رسانده است (الامین، ۱۹۹۸م: ۲۳۷). و به نظر می رسد اشتباه چاپی رخ داده باشد. اما محل ولادت و مدت دوران زندگی و محل دفن وی هنوز معلوم نیست زیرا هیچ یک از تذکرهنویسان آن را تصریح نکردهاند؛ ولی در لابهلای اشعارش شکایت از ضعف و سستی و نالههای پیدرپی به چشم میخورد که هر از چندگاهی آن ها را در میان اشعار خویش بیان میکند.
فاعطف علیَّ ففی من ضعف القوی ما لیس بالخافِی علی الأبصارِ
( الکعبی، ۱۳۵۳ه.ق: ۴۴)
۶- جایگاه علمی و شهرت ادبی شیخ هاشم کعبی
شیخ هاشم کعبی دارای منزلت علمی و مقامی والا در زادگاه خویش بود، ما این مورد را از رفتار مردم دیارش نتیجه میگیریم؛ زیرا از وی میخواستند که کربلا را ترک کند تا در بین آنان سکونت گزیند و تمام احکام شرعی را به آنان بیاموزد. از وی استقبال عظیمی کردند و در تمام دوران سکونت در میان آنان مورد احترام و تکریم واقع شد.
همچنین ایشان در نزد حکام بصره محترم بود و دلیل دیگر این که در اشعارش اصلاحات علمی فراوانی به چشم میخورد که این خود نیز دلیل بر تسلط کامل وي بر علم لغت می باشد، تا حدی که میتوان وی را لغوی نامید. بنابراین شیخ هاشم کعبی اگر از نوادر عصر خود نباشد؛ اما در حد وسط علمی بوده است ( الساعدی،۱۳۸۷ه.ق: ۱۴). این شاعر در ادب امامین (اثنی عشری) و پای بندی به ولایت امامان در نزد تاریخنویسان از شهرت والایی برخوردار گشت. شهرت کعبی بیشتر به خاطر قصاید حسینی که دارای وصف و دقت معانی والا است، میباشد و این قصائد در کتاب «لواعج الأشجان و أعیان الشیعة محسن امین» و «الدُّر النَّضید» شهید عاملی و «الشیعة الامامیة» شیخ محمود جواد مغنیه و در آخر کشکول شیخ یوسف بحرانی آمده است (همان: ۱۷).
۷- مدح و ستایش اهل بیت
کعبی اهل بیت را بهترین کسانی میداند که بر روی سنگریزههای مکّه گام برداشتهاند و نیز میگوید: آنان بهترین مخلوقات و اشرف آدمیان هستند که مناسک حج را به جای آوردهاند. کعبی میگوید: اهل بیت کسانی هستند که جبرییل وحی الهی، صبحگاهان و شامگاهان، در منزلگاهشان فرود میآید و شب أسری از منزل آنان بوده و سورههای قرآن در فضل و برتری این خاندان نازل شده است. کعبی در پایان اینگونه میسراید: تا ابد و تا زمانیکه نام قرآن در میان مردم است و تلاوت میشود، نام اهل بیت نیز ماندگار خواهد ماند. بنگر که کعبی چه نیکو سروده است:
فلي بخيرالعالمين اسوة فإنَّهم أُسوة من کان اتسى
سادات من تحت السَّما و فوقها و خير من عليهم الصبح اضا
اکرم خلق الله في فضل و فِي بذل و أَعلا منتمٍ و محتدا
اجل من صلى و صام طائعاً أَفضل من لبَّی و طاف و سعى
والوحي والرُّوح الأَمين بِالهُدى يغدو فيهدي فی الصباحِ والمَسا
و مهبط الأملاک و المعراجِ و ألإ سرآء في الليلة مع سر السرى
و الصحف و التوراة والانجيل و الزبور و الفرقان للذِي قرا
و آل طاها و الطواسين و يا سين و حاميم و نون النبا
( الکعبی، ۱۳۵۳ه.ق: ۱۳)
ابیات بالا بیانگر این نکته است که آیات بسیاری در شأن اهل بیت نازل شده است و سورهای طه، یاسین، حم، و نون و نباء و نیز ابیات ۵ و ۶ به معراجگاه پیامبر (ص)، یعنی سفر شبانهی ایشان از «مسجدالحرام» به «مسجدالأقصی»ی بیتالمقدّس که مقدّمهای برای معراج بوده است، سخن میگوید. این سفر در یک شب و نیز در زمانی کوتاه صورت گرفته است. «سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَکْنَاحَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ»( اسری، آیه۱). منزه است آن [خدايى] که بندهاش را شبانگاهى از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى که پيرامون آن را برکت دادهايم سير داد تا از نشانههاى خود به او بنمايانيم که او همان شنواى بيناست. و همچنین به آیهی ۳۶ سورهی نور« فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْکَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ»در خانههايى که خدا رخصت داده که [قدر و منزلت] آنها رفعت يابد و نامش در آنها ياد شود در آن [خانه]ها هر بامداد و شامگاه او را نيايش مىکنند، اشاره میکند.
در حدیثی از امام صادق (ع) میخوانیم: «طه»، از اسامی پیامبر (ص) است و معنی آن یاطالب الحق، الهادی الیه «ای کسی که طالب حقّی و هدایتکننده به سوی آنی» است. کلمهی «طه» همانند «یس» بر اثر گذشت زمان، به تدریج بهصورت «اسم خاص» برای پیامبر (ص) درآمده است. تا آنجا که آل پیامبر (ص) را نیز «آل طه» میگویند ( مکارم شیرازی، ۱۳۸۵ه.ش: ص۱۱).و منظور از نباء عظیم، علی (ع) است (الصفّار، ۱۴۰۴ه.ق، ۱۳۶۲ه.ش: ۹۷).
۸- اصل و نسب اهل بیت
کعبی اصل و نسب اهل بیت را به پیامبر ربط میدهد و آنان را ستارگان معرّفی میکند. وی میسراید:
أَهل المعالی حیثُ کا نوا و الصراط المستقیم
و بنو النبِی و آله و هنالک الشّرف القدیم
و البدر و الدهم و امـ ـهم ذکا و هم النجوم
(الکعبی، ۱۳۵۳ه.ق: ۸۰)
در جنگ احد، رسول اکرم (ص)، با مشاهدهی فداکاریهای امام (ع) فرمودند: «علی منّی و أنا منه» من از علی و علی از من است. ناگهان ندایی شنیده شده که مضمونش این بود «لا فتی الّا علی لا سیف الّا ذوالفقار» ( ابن الاثیر، ۱۳۹۹ه.ق:۱۵۴)
کعبی در معرّفی اصل و نسب اهل بیت از این مضامین بهره جسته و اینگونه میسراید:
نبيهم خير نبي قد أتى وصيهم خير وصيٍ قد وفا
أَبوهم خير فتى شهيدهم خير شهيد اُمه خيرالنسا
تعزى لَها العصمة من رب الورى شهادة أفحمت أَهل المرا
( الکعبی، ۱۳۵۳ه.ق: ۱۳)
بیت سوم به آیه ی تطهیر که در عصمت و طهارت اهل بیت از جانب خداوند است، اشاره میکند. «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَکُمْ تَطْهِيرًا» ( احزاب، آیه۳۳).
فقط مىخواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاک و پاکيزه گرداند.
امام علی (ع) در برخی از مواردی که از سرافرازیهای اهل بیت و افتخارات آنان سخن میگفت و از رذائل و پستیهای دشمن در نامهاش به معاویه نوشت: «وَ مِنَّا سیِّد شَبَابَ أَهلِ الجَنَّة وَ مِنکُم صِبیَةُ النَّارِ و مِنَّا خَیرُ النِّساءِ وَ مِنکُم حَمَّالَة الحَطَبِ»سیّد جوانان اهل بهشت از ماست وکودکان در آتش افکنده ازشما و بهترین زنان جهان از ما و زن هیزمکش دوزخیان از شماست (نهج البلاغه، ۱۳۸۴، نامهی ۲۸: ۳۶۷).
۹- علم اهل بیت
حضرت علی (ع) میفرماید: «آل محمّد (ص) با هیچیک از افراد امّت قابل مقایسه نیست» ( نهج البلاغه: خطبه ی۲: ۲۸). ما از درختان سر رسالتیم، و از جایگاه رسالت و محل آمد و شد فرشتگان برخاستیم، ما معدن های دانش و چشمهسارهای حکمت الهی هستیم. مصداق اقیانوس بیکران الهی و خزانهداران علم او (همان، خطبه ی ۱۰۹: ۱۴۶).
شیخ هاشم کعبی این فرمایشات گرانقدر را دستمایهی شعرخویش قرار داده و چنین میگوید:
قوم إذا قاسوهم بغيرهم قاسوا الجبال الراسيات بالهبا
جبال حلمٍ لا تخف من طيشها بحار علمٍ لا تَخَف منها الظما
معادن الحکمة ان قال الخطا سواهم قالوا الصواب و الهدى
جل علاهم أَن يقاس بِعلى أَين الثُّريا و الثرى هيهات ذا
اين الوهاد و الربى اين الجبال و الهبا اين ذکاءُ و السهى
( الکعبی، ۱۳۵۳ه.ق: ۱۵)
۱۰- دریای بیکران بخشش اهل بیت
از دیگر فضایل برجستهی اهل بیت که بدان آراسته بودهاند، انفاق و بخشش به فقیران و نیز کرم و احسان آنان بود امام سجّاد (ع) فرمود: «إنَّ اللّه تعالی أعطانا الحلم، و الشجاعة و السخاوة و المحبّة فی قلوب المؤمنین» خداوند بلند مرتبه به ما حلم و علم و شجاعت و سخاوت،عطا کرد و هم محبّت ما را در دلهای مؤمنان قرار داد ( صافی گلپایگانی، ۱۴۱۹ه.ق، ۱۳۷۷ه.ش: ۱۷۲).
شیخ هاشم با استناد به قرآن کریم به انفاق و بخشش ایشان اشاره میکند؛ در حالیکه ایشان را میستاید ابیات زیر را میآورد.
الذِّکر أَجمل حین یقرأُ قارِی و الجود أَکمل حین يقری قار
بیض یریک جمالهم و جلالهم تم البدورِ عشیة الأَسرارِ
یکسو ظلام اللیلِ نور وجوههم لون الشُّموس و زینة الأَقمارِ
یلقی العفاة بغیر من منهم کالصبح مبتسما بوجه الساری
یمسون من طی الهجیرة لم تذق إِلا القراح تحلَّة الإفطارِ
و تبیت صبیتهم علی ذاک الطِّوی مشغولة بتتابع الأَذکار
و يبیت ضیفهم بأَنعم لیلة لم یحص عدتها من الأَعمارِ
(الکعبی، ۱۳۵۳ه.ق: ۴۲)
شاعر در شعر خویش به آیه ی اطعام اشاره دارد: يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا کَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا(۷) وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا (۸) إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنکُمْ جَزَاء وَلَا شُکُورًا (۹)
[همان بندگانى که] به نذر خود وفا مىکردند و از روزى که گزند آن فراگيرنده است مىترسيدند. و به [پاس] دوستى [خدا] بينوا و يتيم و اسير را خوراک مىدادند. ما براى خشنودى خداست که به شما مىخورانيم و پاداش و سپاسى از شما نمىخواهيم ( دهر، آیه ی ۷-۹). در این آیه مفسران دربارهی حضرت علی (ع) و خانوادهی نمونه او، بیان حقی دارند. به روایت عامه و خاصه، این آیه در مورد اعطای غذای افطار سه شب متوالی از طرف علی و خانواده و فضه خاتون به فقرا نازل شده است.
زمخشری در الکشاف خود آورده است که این آیه دربارهی علی و فاطمه و حسنین و فضه نازل شد (زمخشری، ۱۴۱۶ه.ق: ۱۶۹).
و صاحب الفرائد و دیگر بزرگان اهل سنت نیز چنین نوشتهاند.
۱۱- عدالت و دادگری اهل بیت
در اشعار کعبی حکم اهل بیت در همهی قضایا بر محور عدالت می باشد. آنان دلی مالامال از محبّت و دوستی مردم داشتند و در ادای حق همانند پیامبر (ص) بودند و داوری ایشان بر اساس قسط بود؛ به گونهای که هر کس به سهم واقعی خود دست مییافت. و در داوری با نزدیک و آشنا و دور و ناشناس، یکسان برخورد میکردند. خط اعتدال در همه حال پیش روی ایشان بود. با اینکه خشم و غضب داشتند؛ امّا به ندرت اتّفاق میافتاد، گویی در هنگام خشم راضی هستند و دشمنانشان در هنگام داوری از ظلم و ستم آنان در امان می باشند. کعبی اینگونه میسراید:
الحاکمين العدل لم يعد بهم حب و لم يملهم عنه هوى
قد أَمنت جورهم خصومهم فِي الحکم فالعالي و الداني سوا
أَنزِر ما تلقاهم أن يسخطوا حتى کأَنَّ السخط منهم رضا
الحکم عدل و النفوس تلتظى و القول فصل و البليغ قد هدا
لو ودَّعت أَعدائهم نفوسها لديهم لأَمنت صرف الردا
( الکعبی، ۱۳۵۳ه.ق:۱۴)
از دید اهل بیت (ع) قاضی باید دارای ملکه ی عدالت باشد، البته هرکس که در وصف پرهیزگاران است باید اینچنین باشد. فردی بی تقوا، قاضی نباید گردد؛ امام علی در وصف انسان های باتقوا می-فرماید:«لا یَحیفُ علی مَن یُبغِضُ وَ لا یأَثَمُ فیمَن یُحِبُ» (نهج البلاغه، خطبهی ۱۹۳: ۲۸۸). به آن که دشمن دارد ستم نکند، و نسبت به آن که دوست دارد به گناه آلوده نشود.
۱۲- هدایتگری اهل بیت
کعبی، مهم ترین رسالت اهل بیت عصمت و طهارت که همان هدایت گری است را به تصویر می کشد. وی در گفتار و کردار اهل بیت منافاتی نمی بیند و از راستی و صداقت گفتارشان دم می زند. وعده های آنان را از سرِ صدق می داند و اندیشه هایی که از وحی الهی سرچشمه گرفته است.
أقوالهم أفعالهم لم ينصرف قول و ما صدقه فعل زکا
أفکارهم مستنبط الوحي فلا تخطى و لو سهوا إذا الساهي سها
هم هم الحق المبين للهدى إِن بالهدى يوما ترى اللاهي لها
يضيء نور الرشد من قلوبِهم أَن راح ليل الغي غاشية غشَى
لا يسأل السائل من ورائهم علما بِأَن الحق فيهم ثوى
(الکعبی، ۱۳۵۳ه.ق: ۱۴)
۱۳- حضرت رسول (ص) در آیینهی شعر کعبی
وی در مدح رسول اکرم (ص) چنین میسراید:
ليس يا واحد الوجود درى أَحد غير أَنک مربوب
لیس من فعلک العجيب و ما انفکَّ مِن فعلک الأَعاجيب
أَنت للکون علة و لمن فيه برء وأَنت تسبيب
أَنت موسي و أَنت عيسى ابراهيم حقاً و أَنت أيوب
أنت ذوالبدء آدم والمجلَّى يوسف والکريمَ يعقوب
هم ولو لاک لم يخط لهم في جبين الوجودمکتوب
(همان: ۲۵)
شاعر در ابیات بالا به محوریت وجود حضرت محمد (ص) در کل کائنات و این حدیث قدسی«لولاک لَما خلقت الأفلاک» اشاره دارد. صاحب کتابمناقب آل أبي طالب ميگويد :«وقال للحبيب : لولاک لما خلقت الأفلاک، وقيل للخليل و فدیناه» (ابن شهر آشوب،۱۳۷۶ه.ق، ۱۹۵۶م: ۱۸۶). خداوند به رسول خدا فرمود : اگر تو نبودي افلاک را نميآفريدم و به ابراهيم خليل گفته شده است که ما براي او قرباني داديم.
۱۴- امام علی (ع) در آیینه ی شعر کعبی
۱۴-۱ قضاوت امام علی(ع
حضرت علی(ع) قاضی و دادگر مشهوری بود و به علم گسترده ی وی در قضاوت شهادت داده اند اصحاب رسول آورده اند که بهترین قضاوت کنندگان مدینه، امام علی (ع) می باشد (ابن طولون، ۱۳۷۷ه.ق، ۱۹۵۸م: ۵۰). کعبی نیز در مورد قضاوت امام علی (ع) چنین بیان می کند:
أنی یشقّ غبار شأوک معشر کنت الوجود لهم و کنت الجودا
یجنون ما غرست یداک قضیةً کنت الوجود لهم و کنت الجودا
(الکعبی، ۱۳۵۳ه.ق: ۳۰)
۱۴-۲ لیلة المبیت، شب ایثار و از خود گذشتگی
هرجا سخن از فداکاری و جانبازی است و هر جا سخن از ایثار و از خود گذشتگی است، سخن از علی (ع) و قرار گرفتن ایشان در بستر پیامبر (ص) است. شبی که مشرکان قصد کشتن پیامبر (ص) را کرده بودند. به امر خداوند هجرت کرد و امام علی (ع) در بستر ایشان خوابید و جانفشانی کرد تا ایشان از شر مکاران در امان بماند که به«لیلة المبیت» معروف گشت.
کعبی واقعه ی یاد شده را چنین ترسیم می کند که: شامگاهان قریش تصمیم بر آزار و اذیت پیامبر (ص) گرفته و مشرکان قصد داشتند در سپیده دم کار حضرت را یکسره سازند و گنج الهی را از بین ببرند ولی نمی دانند که بستر رسول خدا (ص)، مظهر افتخار را در آغوش کشید و علی (ع) با تمام خوشحالی و آرامش خاطربدون هیچ ترسی در بستر حضرت رسول (ص) آرامید؛ بنابراین با دلاور مردی روبرو گشتند که هدایت الهی را نگهداری می کرد و نقشهی آنان را نقش بر آب کرد. کعبی می-گوید:
و مواقف لک دون أحمد جاوزت بمقامک التعریف و التحدید
فعلی الفراشِ مبیت لیلک و العدی تهدی إلیک بوارِقاً و رعودا
فرقدت مثلوج الفؤاد کأنـّما یهدی القراع لسمعک التغریدا
فکفیتَ لیلته و کنت معرضا بالنفس لا فشلاً ولا رعدیدا
و استصبحوا فرأوا دویْن مرادهم جبلاً أشم و فارساً صندیداً
رصدوا الصباح لینفقوا کنز الهدی أوما دروا کنز الهُدی مرصودا
(الکعبی، ۱۳۵۳ه.ق:۳۰)
حادثه ی لیلة المبیت در بسیاری از کتابهای تاریخی قدیم و جدید به ثبت رسیده است و بسیاری از دانشمندان اهل تسنن و تشیع آن را در سند های خویش نقل کرده اند.ابن شهر آشوب آورده است: «نقل کردهاند که خداوند در آن شب به دو فرشته بزرگ خود، جبرئيل وميکائيل، خطاب کرد که اگر من براي يکي از شما مرگ وبراي ديگري حيات مقرر کنم، کدام يک از شما حاضر است مرگ را بپذيرد وزندگي را به ديگري واگذار کند؟ در اين لحظه هيچ کدام نتوانست مرگ را بپذيرد ودر راه ديگري فداکاري کند. سپس خدا به آن دو فرشته خطاب کرد که : به زمين فرود آييد وببينيد که علي چگونه مرگ را خريده، خود را فداي پيامبر کرده است؛ سپس جان علي را از شر دشمن حفظ کنيد» (ابن شهر آشوب، ۱۳۷۶ه.ق، ۱۹۵۶م: ۳۴۰).
و در آن شب حضرت جبرییل بالای سر او و حضرت میکاییل پایین پاهای او ایستاده بودند و در آن حال جبرییل ندا می داد: آفرین بر تو ای پسر ابوطالب اینک خداوند به فرشتگان آسمان به خاطر عظمت این فداکاری تو مباهات می کند و به پاس این جانبازی و فداکاری خداوند می فرماید: (الطبرسی، ۱۳۸۵ه.ق، ۱۹۶۵م: ۱۶۰) «وَ مِن النّاسِ مَن یَشری نَفسَه ابتِغاءَ مَرضَاتِ اللهِ وَ اللهُ رؤوفٌ بِالعِبادِ» (بقره، آیهی ۲۰۷). برخی از مردم کسانی هستند که جان خود را برای تحصیل رضای خداوند از دست می دهند و خداوند نسبت به بندگان خود رؤوف و مهربان است.
۱۴-۳ نکوهش مخالفان علی
هنگام بررسی اشعار کعبی یکی از مواردی که لابه لای اشعار وی جلب توجه می کند، نکوهش مخالفت با علی(ع) است. کعبی خطاب به حضرت می گوید: مردمی که برای تو همانند قرار داده اند انصاف به خرج نداده اند اندیشه و خرد آنان بهواسطه ی حماقت و نادانی به دنبال براهین گمراه کننده و چیز واهی و پوچ می گشت؛ بنابراین وجود ارزشمند تو را با پست ترین و خوار ترین چیز مبادله کرده و منکر خلافت تو شدند.
ما أنصفتک عصابةٌ جهلتک إذ جعلت لذاتک فی الوجودِ ندیدا
ثمَّ ارتقت حتَی أبتک رضی بمن لم یرض کعبک أن یراه صعیدا
ظلَّت أدلتها تبدل بِالعمی رشدا و بالعدم المحال وجودا
باعتک و ابتاعت بجوهر ذاتک العلوِي سفلی المَبیع ردیدا
(الکعبی، ۱۳۵۳ه.ق: ۳۲)
ونیز در جای دیگر می گوید: ای علی! هر بزرگواریی که در این جهان گیتی است، از تو سرچشمه گرفته، افسوس که گروهی از تو روی برتافتند. اما کسانی که دشمنت را برگزیدند و تو را کنار زدند، گمراهی در پیش گرفته و کورکورانه در مسیر تاریکی و ضلالت گان نهادند.
کلما في الکون من شَرف هو من معناک مقتبس
ضلَّ من والي عدوک اذ وردوا طيخآءَ فارتکسوا
نزلواصبح الهدى و أَتوا غمرة من دونها الفلس
(همان: ۵۱)
۱۵- حضرت فاطمه(ع) در آیینه ی شعر کعبی
۱۵-۱ بیان علاقهی شاعر نسبت به حضرت فاطمه (س)
اگر چه کعبی درباره ی حضرت فاطمه(ع) شعر اندکی دارد؛ ولی در همین سروده های اندک نیز توانسته جایگاه والای آن حضرت و ارادت و شیفتگی خویش به ایشان را به خوبی به ما بنمایاند. شیخ هاشم کعبی در اشعاری که به توصیف این بانوی بزرگوار و پاکدامن اختصاص داده، اشارتی به احادیث و روایات دینی دارد. وی شدت محبت و شیفتگی خویش را نسبت به حضرت فاطمه(ع) چنین بیان می کند که دوستی و محبت نسبت به خویشان و اهل بیت خود را در گرو دوستی و محبت سرور بانوان زهرای مرضیه می داند، بهطوری که اگر گوهر محبت ایشان درگنجینهی دلشان جای نداشته باشد، آنها را از خود می راند.
أَحب لأَجلها من ینتمیها و من یعزی إِلیها فی البِلاد
و أَهوی کلَّ منتسبٍ إلیها و إِن کان البغیض مِن الأَعادی
و أَبغض فی هواها کل قومٍ و إِن أَصفوا بزعمهم ودادی
فتلک و بعلها و کذا بنوها و والدها المکرم خير هاد
علقت بحبهم کفا و قلبا فهم قوتي و هم رتقي و زادِي
(الکعبی، ۱۳۵۳ه.ق: ۳۹)
۱۵-۲ شکايت حضرت فاطمه در دادگاه عدل الهى
شاعر چگونگی ورود حضرت فاطمه (س) به صحنهی محشر و درخواست حکم و عدالت خداوند در مورد ظلمهایی که به ایشان و فرزندانش شده است را به تصویر می کشد؛ شیخ هاشم کعبی در اشعارش به این نکات اشاره میکند که عدهای به دختر پاک پیامبر (ص) جفا کردند و حرمت ایشان را شکستند، مقام و منزلت والای ایشان را که همواره مورد سفارش ومحل توجه پیامبر (ص) بود، نادیده گرفتند و سخت ایشان را آزردند؛ وی این دشمنان ستیزهجو را مصداق حقیقی خاسرین و مظهر تام نادمین برمیشمارد؛ اما پشیمانی برای آنان سودی در پی نخواهد داشت و به تعبیر وی، پروردگار متعال با عدل و دادگری، حق اهل بیت را از زنازادگان می ستاند.
فلیعلمن معاشر إذ تأتي فاطمةُ القیامه
و لیندمن هناک قوم حیث لا تغنی الندامه
و لیسأَلن عن الوصـِي و حکمة قضت اهتضامه
و لأَی أَمرٍ حملها فی بطنها رضوا عظامه
ویل أُم هاشم ما لفاطم قدر سعد و احترامه
و بِأَی حد زندها بالسَّوط قد جعلوا وشَامه
و لهیب بیت الوحیِ با لـنیران لم وصلوا ضرامه
ستری نفیلة بل أُمیة بل سمیة بل حمامه
أَضعاف ما کسبته سا عة یجمع البارِی أَنامه
و الحکم عدل وَ القضا فصل رضآء و انتقامه
(الکعبی، ۱۳۵۳ه.ق:۷۶)
از رسول خدا صلى الله علیه و آله روایت شده است: «دخترم فاطمه (س) در حالى وارد صحراى محشر مىشود که لباسهایى غرقه به خون همراه خود دارد. وى پایه عرش را مىگیرد و مىگوید: خداى عادل و عالم ! بین و من آن افرادى که فرزندان مرا کشتند، حکم کن ! به حق خداى کعبه که آن روز پروردگار عادل براى دخترم به حق قضاوت خواهد کرد» ( الشیخ صدوق، ۱۴۰۴ه.ق، ۱۹۸۴م:۱۱).
ابیات بالا، به بزرگترین و دردناکترین حادثهی تاریخی که همانا، هجوم بردن به منزل فاطمه (س) نیز اشاره دارد. حادثهای که در پی آن حضرت زهرا را بین در و دیوار قرار دادند و محسن او را به شهادت و همسرش را به اجبار وادار به بیعت کردند.
در این مورد ابن ابی الحدید با استناد به مصادر و منابع معتبر چنین نقل میکند: «پس از رحلت رسول اکرم (ص) و ماجرای سقیفه، بنیهاشم وگروهی از مهاجران و علاقهمندانِ امام علی (ع) به نشانهی اعتراض در خانهی فاطمه (س) تحصن کرده بودند. ابوبکر، عمر را با گروهی مأمور کرد تا متحصنان را از خانهی فاطمه (س) بیرون بکشند و از همهی آنان بیعت بگیرند. وی باگروهی که در میان آنان اُسیدبنحضیر، سلمةبنسلامه، ثابتبنقیس ومحمدبنمسلمه به چشم میخوردند رو به خانهی فاطمه (س) آورد تا متحصنان را به بیعت با خلیفه دعوت کند و اگر به درخواست وی پاسخ مثبت نگفتند، آنان را به زور از خانه، بیرون کشیده، به مسجد بیاورند» (ابن ابی الحدید، ۱۹۸۷م:۵۰).
طبری در اینجا چنین مینویسد: «أتی عمرُبنخطّاب منزِلَ علیّ فقال لأحرقنّ علیکم أو لَتُخرجنّ إلی البیعة» به خدا سوگند این خانه را میسوزانم یا اینکه متحصّنان برای بیعت خانه را ترک گویند. در عقد الفرید نیز آمده است: «خلیفه به عمر مأموریت داد که متحصنان را از خانه بیرون کند و اگر مقاومت کردند، با آنان بجنگد. از اینرو، عمر آتش آورد که خانه را بسوزاند، در این موقع به او گفت: فرزند خطاب آمدهای خانهی ما را به آتش بکشی؟ وی گفت: آری، مگر اینکه با خلیفه بیعت کنید» (محمدبن جریر الطبری، ۱۹۸۳م:۲۰۲).
همانطور که ذکر کردیم این ماجرا منجر به شهادت جنین حضرت فاطمه (س) میشود. ابن شهر آشوب در این مورد نقل میکند: «انَّ محسناً فسَدَ مِن زخم قُنفُذ العَدوِی» (ابن شهرآشوب، ۱۳۷۶ه.ق، ۱۹۵۶م: ۱۳۳). محسن حضرت زهرا (س) در اثر ضربهی قنفذ سقط شد.
۱۶- عشق و علاقهی شاعر به اهل بیت
کعبی شدّت علاقهی خود را به اهل بیت چنین بیان کرده و میگوید: در راه محبّت و عشق آنان هر چیزی را متحمّل می شود و اگر ملامتگران، راه پیروی از اهل بیت را گمراهی تلقّی کنند، او این گمراهی را می پسندد و و در ادامه سعادتی که با پیروی اهل بیت همراه نباشد عین شقاوت و نگون-بختی می پنداردو در هنگامی که مردم گروه گروه میشوند، وی به اهل بیت میپیوندد.
کعبی شیفتگی و دلدادگی خود به اهل بیت را به تصویر می کشد و آن را افتخار بزرگ زندگیش بر می-شمارد:
إِن کان نهجکم غيا شقيت بِه فحبذا الغي عن عمد لذِى سفرِ
أو کان نهجکم غياً لسالکه فليس للرشد و الرحمن من أثرِ
رضيت لي ربعکم في الناسِ متخذاً إذا تفرقت الآراء فِي البشرِ
(الکعبی، ۱۳۵۳ه.ق: ۱۴)
و نیز در جای دیگر آورده است که اهل بیت در روز قیامت مردم را داوری میکنند و بهشتیان و جهنّمیان را مشخّص میسازند و بر سر حوض کوثر آب به محبّین خود مینوشانند و کسی که دشمنی آنان را در دل داشته باشد، گمراه میشود.
حکام بيت الله اهل داره و حوضه الصافي الصفا العذبِ الروا
و قاسمو الخلق على أفعالها صنف لرضوانِ وصنف للظى
المعشر الصيد الذين حبُّهم رشد من اللهِ و بغضهم عمى
(الکعبی،۱۳۵۳ه.ق: ۱۵)
سپس اهل بیت را خطاب قرار میدهد و میگوید: مدح و ستایشی که با آن شما بزرگواران را ستودم خیلی ناچیز و بیارزش است. تنها گناهم ناتوانی برشمردن بزرگواریهایتان است نه رویگردانی از وجود مقدستان. به هر حال مقصّر من هستم و آیا بخششی در کار است؟ سروران من شما دارای عصمت و کمال هستید و ستایش شما از باب فضولی است. درود خدا بر شما باد!
فثناي أَقصر قاصرٍ و أَقلُّ شيءٍ من قليلِ
و العجز ذنبي لا عدول عن أخي البر الوصولِ
و أنا المقصر کيف کنت فهل لعذر مِن قبولِ
و أَرى الکمال بکم فمد ح الفاضلين من الفضولِ
صلَّى الإله عليکم ما جدَّ رکب في الرحيلِ
(الکعبی،۱۳۵۳ه.ق: ۶۸)
۱۷- امید به شفاعت اهل بیت
مهمترین موضوعی که کعبی در اشعارش بدان توجه داشته، شفاعت پیامبر (ص) و امامان (ع) در روز رستاخیز است. وی با محبت تمام و اخلاصی مثال زدنی به مدح و ستایش اهل بیت دست میزند تا مایهی شفاعتش باشند.
يا آل طسين و ياسين و حاميمِ و صادِ
أَصفيتکم وِدي و أَخلص في الوِلاءِ لکم إِعتقادِي
ثقتِي بکم يوم الجزا و على نوالکم إعتمادِي
و إليکم وجهت آما لي و أَعطيت اإنقيادِي
أرجوکم فِي الإحتضارِ و فِي الضريح و فِي المعاد
و بکل أَحوالي و أَفعَا لي الخواتم و البوادِي
(الکعبی، ۱۳۵۳ه.ق: ۳۷-۳۸)
پیامبر فرمود: «حبّی وحبّ اهل بیتی نافع فی سبعة مواطن اهوالهنَّ عظیمة» (محمد بن الفتال النیسابوری، ۱۳۸۶ه.ق: ۲۷۱). دوستی من و اهل بیت من، هفت جا که ترس آن عظیم است، سودمند باشد. در هنگام مرگ و در قبر، زمان بیداری و محشر، و عندالکتاب بههنگام دادن نامهی اعمال و عندالحساب و بههنگام حسابرسی، و عندالمیزان و بههنگام سنجش اعمال و عندالصراط و بههنگام عبور از صراط که کعبی در شعر خویش به آن اشاره کرده است.
همچنین از استحکام عقیدهی کعبی به خاندان ولایت این است که در برابر خداوند متعال اهل بیت را واسطهی فیض و آمرزش قرار میدهد و از خداوند میخواهد که به واسطه ی بزرگواری آنان، مورد رحمت و بخششی قرار گیرد که به ذهنش هم خطور نکرده باشد.
صلَّى المليک عليهم بِروائحٍ منه غواد
و أَنالتني من فضلهم ما ليس يحسب فِي عدادِي
(الکعبی، ۱۳۵۳ه.ق: ۳۷-۳۸)
و نیز میسراید:
بنو أَحمد أَشرف الخالقين برغم الانوف اُنوف الضلالِ
و لا بد يوماً ترى منهم على الخصم حالا يسر الموالِي
فهم سادتِي و بهم عصمتِي إذا ارتبک النطق عند السؤالِ
(همان:)
از رسول خدا تقل است که فرمودند: نخستین چیزی که بندهی خدا از آن مورد پرسش قرار میگیرد، محبّت ما اهل بیت است (محمد باقر المجلسی، ج۲۷، ۱۴۳۰ه.ق، ۱۹۸۳م: ۷۹ ).
نتیجه گیری
شیخ هاشم کعبی، ادیب، شاعر ولایی و عالمی بزرگ است که شعر را به زیبایی می سرود و در تمام اغراض شعری هنرنمایی نموده است. وی در فنون شعری و ادبی به حدی مهارت داشته است که بسیاری از بزرگان و ادبا، منزلت علمی و ادبی وی را ستوده اند.
کعبی از زبر دست ترین شاعران زمان خویش در زمینه ی مدح و منقبت اهل بیت (علیهم السلام) است. او در اشعار خود، با اراده ای راسخ و عقیده ای پاک، به مدح و منقبت و بیان مظلومیت اهل بیت پرداخته است.
منابع و مآخذ
۱- القرآن الکریم.
۲- نهج البلاغه، ترجمهی محمد دشتی، چاپ ششم، قم، مؤسسه ی چاپ الهادی، ۱۳۸۴ه.ش.
۳- ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، طبعة الاولی، بیروت، دارالجیل،۱۹۸۷م.
۴- ابن الاثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، بیروت، دارصادر، ۱۳۹۹ه.ق.
۵- ابن شهر آشوب، مناقب آل أبی طالب، ج۱، النجف الاشرف، مطبعة الحیدریة، ۱۳۷۶ه.ق، ۱۹۵۶م.
۶- ابن طولون، الشذرات الذهبیة، تحقیق صلاح الدین المنجد، بیروت، داربیروت، دارصادر، ۱۳۷۷ه.ق-۱۹۵۸م.
۷- الامین، محسن: أعیان الشیعة، ج ۱۰، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، ۱۹۹۸م.
۸- البحرانی، یوسف: الکشکول، ج ۳، طبعة الأولی، قم، اتشارات شریف رضی، ۱۳۷۳ه.ق.
۹- تهرانی، آقا بزرگ: الذریعة إلی تصانیف الشیعة، ج ۹، ق ۳ ، الطبعة الثانیة، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۰۸ه.ق.
۱۰- حمویی الجوینی، ابراهیم بن محمد: فرائد السمطین، ج۲، الطبعة الاولی، بیروت، لبنان، مؤسسة المحمودی الطباعة و النشر، ۱۳۹۸ه.ق، ۱۹۷۸م.
۱۱- زمخشری، محمد بن عمر: الکشاف، ج۴، الطبعة الاولی، بیروت، لبنان، مکتب الإعلام الاسلامی، ۱۴۱۶ه.ق.
۱۲- الساعدی، نعمة هادی: الکعبی شاعر الثار، الطبعة الأولی، النجف الاشرف، مطبعة الآداب، ۱۳۸۷ هـ . ق، ۱۹۶۷م.
۱۳- شبّر،جواد: ادب الطف، المجلد السادس، الطبعة الأولی، بیروت، دار المرتضی،۱۴۰۹ه.ق.
۱۴- شیخ صدوق، محمد بن علی ابن بابویه: عیون اخبار الرضا، صحّحه حسین الأعلمی، ج۲، طبعة الأولی؛ بیروت، الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۴ه.ق-۱۹۸۴م.
۱۵- صافی گلپایگانی، لطف اللّه: منتخب الأثر فی امام الثانی عشر، قم، مؤسسة السیرة المعصومة، ۱۴۱۹ه.ق، ۱۳۷۷ه.ش.
۱۶- الصفّار، محمد بن الحسن: بصائر الدرجات الکبری، تحقیق میرزا محسن کوچهباغی، تهران،مؤسسة الأعلمی، ۱۴۰۴ه.ق، ۱۳۶۲ه.ش.
۱۷- الطبرسی، احمد ابن علی: الاحتجاج، تحقیق محمد باقر الخراسانی، ج۱، دارالنعمان، ۱۳۸۵ه.ق-۱۹۶۵م.
۱۸- الکعبی، هاشم: دیوان الکعبی، الناسخ محمد السّماوی، النّجف الاشرف، عراق، مؤسسة کاشف الغطاء العامّة، رقم المخطوط ۸۱۸، ۱۳۵۳ه.ق.
۱۹- مکارم شیرازی، ناصر: تفسیر نمونه، ج۳، جاپ ۳۴، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۸۵ه.ش.
۲۰- النیسابوری، محمد بن الفتال: روضة الواعظین، تحقیق محمد مهدی الخرسان، قم، الشریف الرضی، ۱۳۸۶ه.ق.